نجـــــــــــــــــوای رهــــــــــــایی

عاشقانه عارفانه

توجه توجه

لطفا نظر خود را درباره فرهنگ و ارتباط آن با معضلات اجتماعی را درقسمت نظر بدهید بنویسید و راه کارهای مناسب برای برون رفت از اینمعضلات ارائه فرمایید لطفا در این نظر سنجی شرکت کنید تا با همدیگرسهمی در ارائه بهتر زیستن در جامعه و کم شدن این ناهنجاری ها داشته باشیم و از دوستان خواهش میکنم اگر نظری درباره این کار فرهنگی دارند بنویسند. نظرات شما به صورت نوشته بر روی همین پست قرار خواهد گرفت.

[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:21 ] [ رها ] [ ]

بین ادم ها....

آدم ها فقط آدم هستند،نه کمتر نه بیشتر....

اگر کمتر از چیزی ک هستند نگاهشان کنی،

آنهارا شکسته ای....

و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی،

آنها تو را میشکنند....

بین ادم ها....

فقط باید عاقلانه زندگی کرد...

نه عاشقانه....

[ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 19:29 ] [ رها ] [ ]

آهای روزگار!!!!!

برایم مشخص کن ک این بار کدام سازت را کوک کرده ای تا برایم بزنی؟؟؟؟!!!!

میخواهم رقصم را با سازت هماهنگ کنم!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 9:45 ] [ رها ] [ ]

صبر کن سهراب.....

قایقت جا دارد؟....

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم....

من میبافم....

او می بافد...

من برای او کلاه،تا سرش گرم شود....

او برای من دروغ ،تا دلم گرم شود.....

[ دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ] [ 10:24 ] [ رها ] [ ]

مادر

من هر وقت شک میکنم:به عشق، به خنده، به مهر،به گرما، حتی به خاک...

هر وقت گم میکنم راهم راه،اسمان را ، زمین را،حتی خودم را...

به مادرم نگاه میکنم.......


برچسب‌ها: عاشقانه, عارفانه
[ دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ] [ 22:46 ] [ رها ] [ ]

هر دو

من و تو شباهت های متفاوتی با هم داریم!

هر دو شکستیم،تو قلب مرا،من غرورم را...

هر دو رقصیدیم،تو با دیگری،من با سازهای تو....

هر دو بازی کردیم،تو با من،من با سرنوشتم....

و در اخر هر دو پی بردیم.....

تو به حماقت من و من به پستی تو

اری این شباهت های متفاوت هر روز اشکارتر میشود.....

[ دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ] [ 19:11 ] [ رها ] [ ]

نان و نمک

ب حرمت نان و نمکی ک با هم خوردیم نان را تو ببر ک طاقتت کم است و راهت طولانی....
نمک را بگذار برای من...
میخواهم این زخم ها همیشه تازه بمانند....


برچسب‌ها: اتاچت
[ دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 22:12 ] [ رها ] [ ]

بهتربن ها

 غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن …

وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …

و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می گیریم هر چه او عاشق تر، ما سرخوش تر، هر چه او دل نازک تر، ما بی رحم تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده اند …


برچسب‌ها: اتاچت
[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 15:43 ] [ رها ] [ ]

به حرفم گوش بده

یا میدانید که اگر شما..در حال حمل قرآن باشد

 

شیطان دچار سردرد شدید میشود

. .

و باز کردن قرآن شیطان را تجزیه میکند

. . .

و با خواندن قران به حالت غش فرو میرود

. . .

و با خواندن قران باعث در اغما فرو رفتنش میشود؟؟

و آیا شما میدانید هنگامی که

. . .

میخواهید این پیام را. . به دیگران ارسال کنید

شیطان سعی خواهد کرد شما را منصرف کند. .؟؟

فریب شیطان را نخور

. . .

شما این پست را کپی کنید

!!

و در وب هایتان بگذارید


برچسب‌ها: اتاچت
[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 15:29 ] [ رها ] [ ]

نجوای رهایی

 این شعر رو پسر عموی عزیزم(شاپرک امید) برام فرستاد تا من بذارمش 

توی وبم اسم شعر نجوای رهاییه و سروده ی خود شاپرک امیدوارم لذت 

ببرید. کامنت فراموش نشه


 دردل می کنم ای یار،توهم گوش بده دل آدم شده بیمارتوهم گوش بده





به کجا وعده دیدار،چشمهایم شده پر خارتو هم گوش بده





آدم ازآدمی افتاد،سینه ام ازطپش افتادتوهم گوش بده





شکل آدم شده تزویر،همه جا پر غل وزنجیرتوهم گوش بده





فصل پاییز چوآمددگرش جای نرفته،چشم درحسرت گلزار توهم گوش بده





هرکجایی که روم سنگ به پای زده اند،شده ام شاعره لنگ تو هم گوش بده





شادی از قسمت ما رفت خدایا چه کنم،شده هر حوصله ای تنگ تو هم گوش بده



آدم ازجاذبه سیب ،زمین افتاده ،سیب دنیا شده بی رنگ توهم گوش بده



خانه ها یکسره متروک ،آدم ازآدمی مشکوک،ساز بی داوری پر کوک تو هم گوش بده





آدمی گشته هیولا آسمان یکسره پردود،آرزوها همه نابودتوهم گوش بده



قرن ما قرن سلایق کو کجا یک دل صادق که بگیریم از او پندتوهم گوش بده



دست ها دست شکستن پای ما می زندش لنگ ،شاید ازراهست نه ازماست توهم گوش بده



فصل هاسال غم انگیز،غصه هایم همه لبریزخنده هایم چه غم انگیزتوهم گوش بده



سرخی از رنگ رخم رفت ،زردی اش جای گرفته،شده آتشکده ام سرد تو هم گوش بده



پدرم مقبره سرد ،مادرم خاطره درد،زیر پایم شده پربرگ تو هم گوش بده



کاش از روی عنایت برسدبانگ هدایت،پنبه از گوش تو بردار و توهم گوش بده



که صدای خوش بلبل روی هر مقبره گل،شده نجوای رهایی و تو هم گوش بده

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 


برچسب‌ها: اتاچت, نجوای رهایی, عاشقانه
[ جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 12:44 ] [ رها ] [ ]

اگر............. فریدون مشیری

اگر ماه بودم به هر جا که بودم


سراغ تورا از خدا میگرفتم


وگرسنگ بودم به هرجا که بودی،


سر رهگذار تو جا میگرفتم.


اگر ماه بودی به صد ناز شاید


شبی بر لب بام من مینشستی


وگر سنگ بودی به هر جا که بودم


مرا میشکستی، مرا میشکستی

                                                    فریدون مشیری

 


برچسب‌ها: اتاچت, سهراب, تاشقایق هست, تا شقایق هست
[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 9:45 ] [ رها ] [ ]

میدانی؟!

 

 تو می دانی که انسان بودن و ماندن چه بسسخت است و دشوار.


چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و ازاحساس سرشار!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 


برچسب‌ها: اتاچت, ادمونه, عارفانه
[ شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 20:2 ] [ رها ] [ ]

نجوا.....؟!

هر دم نجوای رهایی زیر لب زمزمه می کنم تا رسم به

یادت و دل بی قرارم آرام گیرد و توسن خیال مرا به

سوی تو می آورد تا فارغ از دنیا باشم

                       

 

 

خدای مهربانم !مرا بپذیر!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

   

  


برچسب‌ها: اتاچت, نجوا, lمذهبی, مذهبی
[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 20:44 ] [ رها ] [ ]

شاید.....کاش....

 شاید روزی بیاید که بوی عطر خاک باران خورده تو را به یاد من و

دلتنگی هایم بیندازد و تو مرا دو باره به یاد آوری و یادم کنی.اما ای کاش

آن قدر دیر نشود که خاک سرد و تیره بسترم شده باشد و من در آغوش

یخ زده خاک گرمای حضورت را احساس نکنم.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد


برچسب‌ها: اتاچت, شاید, عاشقانه, uharhki
[ جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 16:42 ] [ رها ] [ ]

رفت؟!

 رفت گفت شاید برگردم.رفتنش نیازردم.شایدش دردناک بود.

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 19:42 ] [ رها ] [ ]